جعفر شهرى باف

112

طهران قديم ( فارسى )

سرخر « 89 » شان گرديده تنهايشان نميگذاشتند هم بود كه هربار شوق ملاقات را در دلهايشان زيادتر ساخته ، دورى و هجر و فراقهايشان را عذاب‌آورتر مينمود ، مخصوصا اگر هم از هر جهت دلچسب و دلنشين هم شده ، كنترل همچنان با شدت و قوت برقرار و مراقبت پابرجا و رعايت و دقت ميان آنها سستى نميگرفت ، همراه كلمات ترساننده‌ى از آبرو و حيثيت و ننگ و رسوائى كه در پى هم گوشزد دختر ميگرديد و از همين رو هم بود كه با همهء اشتياق و التهاب كه خوابيدن و شب ماندن داماد در خانهء عروس هم قبل از عروسى از محالات ميآمد ! عيدى دادن - جهات تأخير عروسى ديگر از رسوم بعد از عقد تا زمان عروسى عيدى دادن داماد و پدر و مادر داماد به عروس و عروسان به داماد بود كه اهمال‌پذير نميگرديد . مانند عيدى اعياد امثال عيد نوروز ، عيد غدير ، عيد مبعث ، عيد فطر ، عيد قربان ، ميلاد حضرت رسول ، حضرت على ، امام حسين ، تولد حضرت حجت در نيمه شعبان ، از پارچه و طلا و غيره و اين دادن و گرفتن عيدىهائى بود كه اگر ماهها و بعللى سالها عروسى به تأخير مىافتاد بايد همچنان برقرار بوده تعطيل نپذيرد ، و بدبختى عروس و داماد آنزمان بود كه به مجرد نزديك شدن عروسى ، يكى از خانواده‌ى دو طرف مرده عزادار ميشدند كه حتما بايد تا ( چله ) « 90 » و اگر متوفى از بزرگترهاى فاميل مثل پدربزرگ ، مادربزرگ ، پدر و مادر ، خواهر عروس و داماد بود تا بعد از سال او صبر بكنند و چه بسا اتفاق مىافتاد كه هنوز چله و سال مرده‌اى تمام نشده ، آدابش برگزار نگرديده يكى ديگرشان مرده ، باز عروسى به تعويق مىافتاد .

--> ( 89 ) . مزاحم ، موى دماغ ، مانع ، مواظب . ( 90 ) . بعد از چهل روز .